تبلیغات در اینترنتclose
مهندسین خل و چل - پاسخ 2


ارسال ها
12
عضویت
19 /5 /1397
پاسخ : 2 قسمت سوم
عینهو شتر سرم و انداختم پایین و رفتم تو اتاق مونس .داشت کتاب میخوندم.سلام دادم که باسر جوابمو داد.
رفتم کنارش.
-همدم بانو منو میبخشی؟؟
مونس -نه.مگه مغز خر خوردم؟ببخشم که دوباره منو تو حموم گیر بندازین؟.
-غلط کردم .شکر خوردم. بالا خونمو اجاره دادم.به جون خودم مستاجران گیر داد که زود بیاد هرچی من گفتم گوش نکرد که نکرد.
یه دفعه مونس شروع کرد به خندیدن .بعد اتمام خنده گفت:-باشه. میبخشم ولی وای به حالت...
-باشه باشه.
بعد باهم رفتیم و کنار صحرا و صفورا(مستخدم خونمون)
ناهار میل کردیم.
چهارشنبه 24 مرداد 1397 - 23:36
نقل قول این ارسال در پاسخ