تبلیغات در اینترنتclose
مهندسین خل و چل - پاسخ 5
زمان جاري : پنجشنبه 02 خرداد 1398 - 7:29 بعد از ظهر
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم
...در حال بارگيري لطفا صبر کنيد
صفحه اصلي / رمان های طنز و کل کل / مهندسین خل و چل / پاسخ 5
yeshim آفلاين

ارسال‌ها : 12

عضويت:19 /5 /1397

پاسخ 5 : قسمت ششم
یگانه یه پس کله تحویلم داد و گفت:خدایا این چرا آدم نمیشه؟(تروخدا نگاه کنین یه فسقلی بچه به من آدمیت یاد میده چه غلطا! )
-شرمنده فرشته ها آدم نمیشن یک. دو والا من یه حیوون میبینم که نمیخواد آدم شه اون چه کنیم.
یگانه-الاغ.
مامان-اهههه بس کنینین دیگه.سرم رفت
بابا-خیره خب جیغ نکش.
سریع یه لقمه از میز کش رفتم و الفرار.اگه میماندم مامان منو ترور میکرد.از بس با عجله فلنگو بستم که یادم رفت ماشینو بردارم.البته خوب شد کی حوصله جا پارک پیدا کردن هست؟یه تاکسی گرفتم و به سمت شرکتهای حرکت کردم. خب تو راه داشتم میرویم که به یه بیشعور برخورد کردم.دست ای اسگولمقهوه بود و روم های شد. رسما شدم شوهر خاله عن.پسره پررو پررو به من گفت:
-معذرت میخوام.
معذرت و درد معذرت و درد بیدرمون. حالا من چیکار کنم؟؟
جمعه 26 مرداد 1397 - 16:35
ارسال پيام نقل قول تشکر گزارش



تمامی حقوق این قالب مربوط به همین انجمن میباشد|طراح قالب : ابزار فارسی -پشتیبانی : رزبلاگ

: