تبلیغات در اینترنتclose
مهندسین خل و چل - پاسخ 7


ارسال ها
12
عضویت
19 /5 /1397
پاسخ : 7 قسمت هفتم
راشو کشید و رفت. داشتم تو دستشویی شرکت مانتومو تمیز میکردم ولی همون اش و همون کاسه. اصلا فرقی نکرد تامن باشم که دیگه مانتو سفید نپوشم.به ناجوری به سمت آسانسور حرکت کردم. از اسانسور اومدم بیرون و رفتم طرف منشیه. منشی تا منو ریختم و دیدپقی زد زیر خنده.بعدش باتمسخر پرسید:
-این چه وضعشه خانوم.
-هیچی یه بنده خدایی روم قهوه ریخته برا مصاحبه اومدم.
منشی-بله یه لحظه.
با اتاق تماس گرفت و منو راهی اتاق کرد.تو اتاق یه پسر حدودا25 ساله نشسته بود.کلافه بود و هی به موهاش چنگ میزد.
یکشنبه 28 مرداد 1397 - 19:46
نقل قول این ارسال در پاسخ