تبلیغات در اینترنتclose
مهندسین خل و چل - پاسخ 8
زمان جاري : پنجشنبه 02 خرداد 1398 - 7:46 بعد از ظهر
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم
...در حال بارگيري لطفا صبر کنيد
صفحه اصلي / رمان های طنز و کل کل / مهندسین خل و چل / پاسخ 8
yeshim آفلاين

ارسال‌ها : 12

عضويت:19 /5 /1397

پاسخ 8 : قسمت هفتم
آخرش سر مبارکشو بالا آورد.موهای سیاه یعنی ابرو مو مشکی بینی خوش تراشو چشم های آبی. ای وای چه چشم های قشنگی.خاک بر سرم.حالا لباساش.کتاب اسپرت قهوه ای پیرن سفید که گلی شده....صبح کن ببینم نکنه همونیه که گند بالا اورده.با دیدن چهره تعجبش فهمیدم خود نکبتشه.بعد چند مین گفتم:
-بازم تو؟؟
پسره به حالت اول برگشت:-آره من. مشکل چیه.
-اینجا چیکار میکنی؟
پسره-رئیس شرکتم.
آخه پسره تیتیش مامانی .مگه من خرم ندونم تو رئیس شرکتی.
-خوب شد گفتیا.من فک کردم مرغداری زدی مرغ پرورش میدی.
پسره-فک کنم اشتباه گرفتی.
-آره راس میگی. تو خودت یه پا مرغی . نه وایسا. اههه چرا گوشاتو کوتاه کردی؟ اه اه اه. چرا پشت گوشات مو نیست.
پسره با حرص-من گوشامو نه کوتاه کردم نهپشت گوشام مو بود.
دوشنبه 29 مرداد 1397 - 19:54
ارسال پيام نقل قول تشکر گزارش



تمامی حقوق این قالب مربوط به همین انجمن میباشد|طراح قالب : ابزار فارسی -پشتیبانی : رزبلاگ

: