تبلیغات در اینترنتclose
مهندسین خل و چل - 2
زمان جاري : دوشنبه 27 خرداد 1398 - 11:17 بعد از ظهر
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم
...در حال بارگيري لطفا صبر کنيد
صفحه اصلي / رمان های طنز و کل کل / مهندسین خل و چل
ارسال پاسخ جديد
«12
yeshim آفلاين

ارسال‌ها : 12

عضويت:19 /5 /1397

پاسخ 11 :
از شرکت زدم بیرون.بالاخره استخدامم کرد.پسره ابله . فک کرده کیه. ایشا...آدمش میکنم.
ثنا:
با سپیده رفته بودیم پارک تا یه فکری درمورد این تحقیق بکنیم.
ثنا من برم wc. میترکم.
- خب برو .
-باشه.
ورفت. منم داشتم مگس می پروندم که دیدم رو درخت یه گربه ناناز رو درخت گیر کرده.منم تارزان بازیم گل کرد و رفتم رو درخت.گربه رو برداشتم.میخواستم بیام پایین که پام گیر کرد. آقا هی باهاش کشتی میگرفتم مگه در میومد..آخرش یه محکم کشیدم که دیگه از درخت سقوط کردم.ای ننه کمرم. اهه. این صدای کیه نکنه افتادم رو یه بنده خدا. خاک به سرم. از جا بلند شدم دیدم بله افتادم رو یه بنده خدا. طرف له شد. حلال خوبه یه مرد چهارشانه بود. ولی با سرعت سقوط من اگه نرفت هسته زمین شانس آوردم :
-آقا حالتون خوبه؟
-حالم خوبه؟کمرمو خورد کردی میگی خوبه؟
وا چه بیشعور
-شرمنده دیگه نمیتونستی بالا رو نگاه کنی.
-نمیدونستم جدیدا تارزان زیاد شده وگرنه حتما یه نگه مینداختم.
-حالا که فهمیدی از این به بعد یه نگاه بنداز.
-تو چه قدر پرروئی.
-خواهش میکنم. پیش شوما شاگردی کردیم.
بروبا با
پنجشنبه 26 مهر 1397 - 10:20
ارسال پيام نقل قول تشکر گزارش
yeganhe8540 آفلاين

ارسال‌ها : 14

عضويت:24 /2 /1398

تشکر شده : 1

پاسخ 12 : مهندسین خل و چل
بیشتر بزار
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 - 16:39
ارسال پيام نقل قول تشکر گزارش
doman آفلاين

ارسال‌ها : 2

عضويت:7 /6 /1396

پاسخ 13 : مهندسین خل و چل
عالی
با من از کتاب بگو نودهشتیا
سه شنبه 07 خرداد 1398 - 12:58
ارسال پيام نقل قول تشکر گزارش
«12






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


تمامی حقوق این قالب مربوط به همین انجمن میباشد|طراح قالب : ابزار فارسی -پشتیبانی : رزبلاگ

: