تبلیغات در اینترنتclose
من یک دخترم
بازدید از تاپیک : 3
نمایش آدرس تاپیک
http://98iaaa.ir/Post/65
اطلاعات نویسنده
محتوای پاسخ
ارسال ها
1
عضویت
17 /8 /1397
تمام بدنم می لرزید، انگار که مردم؛ ترس در کل وجودم رخنه کرده بود... پل صراطی که میگفتن انگار همینی بود که من روش راه می رفتم..مقصد معلوم نبود هر چند که راه میرفتم به هیچ جایی نمی رسیدم بجز صدای آب که پاهامو روش میزاشتم صدای چیز دیگه ای نمی اومد..همه جا تاریک بود و آب روشنه روشن. خدایا اگر من مردم پس اعمالم کوو؟؟ میگن وقتی که بمیرین اعمالتون باهاتونه پس چرا من تک و تنهام ؟؟؟ قدم هایی که بر میداشتم دیگه راست نبود کج شده بودند..جایی که من پا برهنه راه میرفتم جای ترسناکی نبود اما تنها بودنش ، ترسناک بود چرا به هیچ جا نمیرسم ؟ چرا این آب تموم نمیشه؟ چرا کسی نیست؟
خدایا کمکم کن
فایل های ضمیمه شده
پنجشنبه 17 آبان 1397 - 16:21
نقل قول این ارسال در پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.